محبوب شما

هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه ی هیچ

تبلیغات تبلیغات

شبیه فیلم

سه تا از چراغ های هال، و دوتا چراغ اتاق ها و دوتا از حیاط و یک پریز برق چند وقت پیش به فنا رفتند! فکر کردیم اتصالی کردند. دیروز قرار بود برقکار بیاند، نیومدند، امشب اومدند. سه تا ترانس سوخته بود و بقیه لامپ ها مهتابی ها و پریز سوخته بودند! همه هماهنگ کرده بودند با هم بسوزند! استاد تماس گرفتند و گفتند هیچکس دردت چیه؟! گفتم بله؟! گفتند ... فحوای کلامشون انتظار کشیدن و ناامید شدن بود. چندتا فایل قدیمی تلگرام براشون فرستادم و گفتم هر کدومو میخواند بردارند هر
ادامه مطلب

پراکنده

تولد والدین گرام نزدیکه، نمیدونم چی هدیه بدم! نمیخوام پوشاک باشه و کتاب هم نمیتونه باشه. زمان کمه و ایده خاصی ندارم. یکی از گذشته دور تماس گرفت گفت سلام خوبی؟ هنوزم نمیخوای فلان کارو بکنی؟ یه لحظه مغزم ارور داد! خب عامووو بذار منم سلام کنم بعد حرفتو بزن! اینجوری که دچار خود فراموشی میشم. فکر کرد صدا نمیره قطع کرد دوباره تماس گرفت. یه آقای میانسال قد بلند و چارشونه با ریش خاکستری بلند ( تا شکمشون) و اتو کشیده و موهای خاکستری بلند تا گودی کمر که با کش مو
ادامه مطلب

روزمره

ص بح با حضرت پدر رفتیم کارای بانکیشو انجام دادیم. با مادر خانم رفتیم خونه خواهری ۲. الف عینچه قرار بود برند اردو تا ورودی اردوگاه رفتند و برگشتند! چون همزمان دو مدرسه هماهنگ شده بوده و ظرفیت یک مدرسه رو داشتند. اصلا هماهنگی بیداد میکنه! خواهری ۲ رفت خرید. بچه ها برای عید ذوق داشتند و خریداشونو نشون دادند. یکم باهم بازی کردیم. بعد از ظهر با حضرت پدر برگشتیم. دوستم تماس گرفت و از اولین تجربه گاراژ رفتن بدون همسرش و به تنهایی رفتنش گفت.
ادامه مطلب

نیازمندی

حالم خوب نیست اصلا خوب نیست. تنهاتر و بی پناه تر از من وجود نداره. دنیام که هیچ جهانم خالی خالی خالیه! هوا سرده آسمون سرخه، داره بارون نم نم میاد. دلم از اون قدم زدنای بی مقصد با دوستم میخواد که مدام حرف بزنه، بخنده و حرف بزنه، گریه کنه و حرف بزنه، یه لحظه آروم نگیره و حرف بزنه، تهش بگه باز سرتو درد آوردم بغلش کنم بگم این سردردارو دوست میدارم. یهو به خودمون بیایم ببینم یه گوشه حرم نشستیمو داریم به صدای نقاره خونه گوش میدیم.
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها